محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى

مقدمهء مصحح 30

آثار عجم ( فارسى )

- « ميرزا حسين خان . . . وقتى فقير ، الهيات و حكمت را در يك مدرسه ، با وى استفاده و مذاكره مىكرديم و اين مسلك را مىسپرديم . او به منزلها رسيد و ما هنوز آواره‌ايم . . . « 1 » » « . . . ميرزا حسن على . . . محرّى است اديب . مسائل ادبيه را ديده و مطالب حكميه را رسيده و با فقير همدرسى كرده . . . . « 2 » » « . . . قدسى . . . اكثر اوقات ، علومى را كه با هم از يك مدرس استفاده مىنمائيم ، به مذاكرهء آن نيز مىپردازيم . . . . « 3 » » فرصت و نقاشى و صورتگرى : خاندان فرصت ، هنرمند و با ذوق بودند ، گفتيم كه پدرش علاوه بر شاعرى ، تفننا به نقاشى نيز مىپرداخت و در فنون تذهيب و صورتگرى ، دست داشت . پدر بزرگ مادرى فرصت نيز ، تذهيبگر بود . و فرصت در چنين خاندانى ، از خردسالى به نقاشى توجه كرد و به قول خودش : « . . . سنّم به يازده سال رسيده بود . بسيار مايل شدم كه گاهى در صنعت نقاشى ، اوقاتى صرف كنم ؛ به واسطهء اينكه پدرم در زمان طفوليت ، تفننا به حكم پدرش بدين علم مبادرت نموده بود و در فنون نقاشى ، تذهيب را دارا بود و صفايح را زينت آرا ؛ ولى من مايل به صورتگرى بودم و اين كالاى و الا را مشترى . بسيارى از كارهاى فرنگستان و باسمه‌هاى انگلستان را جمع كرده ، از روى آنها مشق مىكردم و به پدر خود مىنمودم و تعليم مىگرفتم . اتفاقا اگر به استادى مىرسيدم نيز كسب اطلاع مىكردم و از روى برهان ، اين عمل را به درجهء

--> ( 1 ) . آثار عجم ، ص 550 ( 2 ) . همانجا ، ص 544 . ( 3 ) . همانجا ، ص 79 .